تبلیغات
رویای صورتی - گره ی امیدتو محکم کن..
رویای صورتی
درباره وبلاگ


من آمده ام تا حرفی را بگویم و آن را خواهم گفت. اگر پیش از به زبان آوردن آن،مرگ مرا دریابد،فردا آن را بر زبان می آورد. زیرا فردا هیچ رازی را در کتاب ابدیت پنهان نمی گذارد من آمده ام تا در شکوه و روشنایی عشق و زیبایی زندگی کنم. من اینجایم ، زنده مردم نمی توانند مرا از زندگیم تبعید کنند.
اگر آنها چشمانم را درآورند من به نجوای عشق و نغمه های زیبایی و سرور گوش خواهم سپرد.
اگر آنها بخواهند مرا از شنیدن باز دارند ، من وجد و سرور را در نوازش نسیم خواهم یافت که آمیخته ای است از رایحه ی زیبایی و حلاوت نفس های عاشقان.
مدیر وبلاگ : رویای صورتی



.
نویسندگان
رویای صورتی (38)

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :


 
دوشنبه 16 اسفند 1389 :: نویسنده : رویای صورتی

مطلب قبلیمو که نوشتم، خیلی ها شاکی شدن که چرا از امید ننوشتی؟؟؟؟

امید...تا حالا چقدر راجب این مضوع فکر کردی؟ تا حالا چند دفه با اون تونستی ازهمه ی موانع پیش روت رو با موفقیت گذرکنی ؟ اصلا هیچ وقت شده که به آخر خط رسیده باشی و ......................

زندگی تک تک ما آدما یه جورایی با امید گره خورده...حالا بعضی ها هر از چند گاهی این گره رو یه هوایی محکم تر میکنن وبعضی های دیگه حتی اون ذره رو ،سعی دارن باز کنن.البته بیش تر اوقات ناخواسته.تازه شاکی هم میشن که ای بابا مشکل از جنس گرهس!!

نه دوست جونم، گره هیچ مشکلی نداره جنسش اصل اصله...مشکل یه جایی دیگس! نه خیلی دور نیست،همین جاست خیلی نزدیک تر از اونی که فکرشو کنی!کافیه جلوی آینه بری تا ببینیش...

آره گاهی وقتا مشکل، خود ما آدما هستیم...ما که با کوچکترین مشکل به جای حل اون میریم سراغ باز کردن همون گرهه.آماده ی سفر میشیم ...سفر به زندگی...سفر به رویاهایی که بارها با خودمون مرورشون میکنیم و به امید رسیدن به اونا راهی میشیم...اما راه که همراه نیست! کو همسفر راه؟ جاده که فقط قسمتیش آسفالت شده !!! اصلا ببینم پس ماشین کجاست؟؟؟؟نکنه قراره تا آخر راهو پیاده....؟؟!

درسته همیشه دوست داریم به راحتی به دور و درازترین آرزوهامون برسیم.همیشه از سختی هاش ترسیدیم. خیلی وقتا پیش اومده که حتی از همون اول از خواستمون به راحتی پا پس کشیدیم که مبادا وسط راهی گیر بیفتیم و دریغ از کسی که به کمکمون بیاد...هیچ وقت شده که ببینیم رویاها و خواسته هامون چه اندازه ازسرنوشتمون رو رقم میزنن؟هیچ وقت شده امید به باورها،آرزوها و توانایی هامون باعث بشه تموم جاده خاکی های راه رو پیاده ،یه نفس اونم با سنگینی کوله بار آرزوهامون به دوش، طی کنیم؟یا اینکه وسط راه از شدت خستگی و درموندگی میشینیم اونم با فکر اینکه من کجا و مقصد راه کجا واصلا این راهی که میرم مقصدش همونه، شروع به باز کردن گره میکنیم؟؟؟

درست اون وقته که موفقیت ما رو همون گره رقم میزنه ...پس پاشو زمان کوتاه و راه طولانیه.به توانایی هات،آرزوهات احترام بزار.پاشو نزار خیلی زود دیر بشه...

یادت باشه تو جاده ی پراز پیچ و خم زندگی، با تمام موانع وخستگی هاش، همیشه اونایی به هدفشون می رسن وموفق ترند، که به تحقق رویاهاشون بیش تر از دیگران امید دارند...

پس دوست صورتی من! برای رسیدن به زیباترین آرزوهات، هر روز گره ی امیدتو به زندگی محکم تر کن....

"رویای صورتی"






نوع مطلب :
برچسب ها :


نمایش نظرات 1 تا 30