تبلیغات
رویای صورتی
رویای صورتی
درباره وبلاگ


من آمده ام تا حرفی را بگویم و آن را خواهم گفت. اگر پیش از به زبان آوردن آن،مرگ مرا دریابد،فردا آن را بر زبان می آورد. زیرا فردا هیچ رازی را در کتاب ابدیت پنهان نمی گذارد من آمده ام تا در شکوه و روشنایی عشق و زیبایی زندگی کنم. من اینجایم ، زنده مردم نمی توانند مرا از زندگیم تبعید کنند.
اگر آنها چشمانم را درآورند من به نجوای عشق و نغمه های زیبایی و سرور گوش خواهم سپرد.
اگر آنها بخواهند مرا از شنیدن باز دارند ، من وجد و سرور را در نوازش نسیم خواهم یافت که آمیخته ای است از رایحه ی زیبایی و حلاوت نفس های عاشقان.
مدیر وبلاگ : رویای صورتی



.
نویسندگان
رویای صورتی (38)

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :


 
چهارشنبه 25 مرداد 1391 :: نویسنده : رویای صورتی
مهم نیست که مرا از ملاقات ماه و گفتگوی باران باز داشته اند...
من برای رسیدن به آرامش ،
تنها به تکرار اسم تو بسنده خواهم کرد!





نوع مطلب :
برچسب ها :
جمعه 20 مرداد 1391 :: نویسنده : رویای صورتی
گفته بودی که طبیب دل بیمارانی
پس طبیب دل من باش، که بیمار توام
گر طبیبانه بیایی به سر بالینم

به دو عالم ندهم لذت بیماری را...


پ.ن : جانشین همه نداشتن های من!
 تنها بهانه ی نفس کشیدنم!
اگر پاسخ خدایا گفتنم را ندهی، چه کنم؟؟





نوع مطلب :
برچسب ها :
جمعه 13 مرداد 1391 :: نویسنده : رویای صورتی
دلم تنگ می شود...
چشم هایم باران می خواهد...
خدایا
!
فرو بردن این همه بغض، روزه را باطل نمی کند؟؟؟





نوع مطلب :
برچسب ها :
جمعه 30 تیر 1391 :: نویسنده : رویای صورتی
سال هاست با دنیا بر سر باورش جنگیده ام...
او خستگی را شکست می داند و من  شروعی دوباره!
روزها می گذرد و من خسته تر از دیروزم!!!
دیگر توان جنگیدن با او را ندارم...
صدای خندیدن دنیا را می شنوم!
چه بی رحمانه می خندد بر منی که به گمان او در برابرش سکوت کرده ام!!
بگذار چندی بخندد ...
دوست دارم ساعت ها بخوابند،
آری
بیهوده زیستن را نیازی به شمارش نیست!!!

"رویای صورتی"







نوع مطلب :
برچسب ها :
یکشنبه 11 تیر 1391 :: نویسنده : رویای صورتی
به سراغ من اگر می آیی،  تند و آهسته چه فرقی دارد؟
تو
به هر جور دلت خواست بیا!!!

مثل سهراب دگر ، جنس تنهایی من چینی نیست
 که ترک
بردارد،
مثل آهن شده است!!!
تو فقط زود بیا....







نوع مطلب :
برچسب ها :
جمعه 12 خرداد 1391 :: نویسنده : رویای صورتی
به دنیا بگویید بایستد!
پاهایم دیگر توان دویدن با او را ندارند!!!
خسته ام...

شاید دیگر از این دنیا فقط باغچه ای کوچک می خواهم تا در آن درخت سیب بکارم...
شنیده ام حوا باز هوای چیدن در سر دارد!
زمین..
سرزمین رویاهای زیبای حوا نبود!!!


"رویای صورتی"





نوع مطلب :
برچسب ها :
چهارشنبه 27 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : رویای صورتی
امروز را به باد سپردم...
امشب، کنار پنجره ،
بیدار مانده ام...
دانم که بامداد،
امروز دیگری را با خود می آورد
تا من دوباره آن را
بسپارمش به باد!!!







نوع مطلب :
برچسب ها : ف. مشیری،
چهارشنبه 20 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : رویای صورتی
غروب شد... خورشید رفت.
آفتابگردان همچنان به دنبال خورشید
می گشت.
ستاره ای
چشمك زد.
آفتابگردان سرش را پایین
انداخت...
گل ها
هرگز خیانت نمی كنند!







نوع مطلب :
برچسب ها : از آرشیو علایقم،
شنبه 16 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : رویای صورتی
از آن روزی که پا به این دنیای خاکی گذاشتم ،همواره یاد محبوبم روشنی بخش زندگی ام بوده... می خواهم برای رسیدن به نور ،در باغچه ی بودن ها گل های عشق و مهربانی بکارم تا شاید روزی برسد همه ی انسان ها با استشمام رایحه ی دل نشین آن ها رسم زیستن در این دنیای خاکی را به یاد آرند و از خاطر نبرند که هنوز مهربانی در تک تک لحظه های زندگی جاریست...

و شاید این است تنها راز زیستن در این دنیای خاکی...


"رویای صورتی"






نوع مطلب :
برچسب ها :
دوشنبه 14 فروردین 1391 :: نویسنده : رویای صورتی
باران می بارد...
و باز دلم هوای با تو
بودن دارد. تویی که نمی دانم اگر نبودی اکنون من در کجای این زمین سرد خفته بودم...
تویی که اگر نبودی ، نفس کشیدن برایم سخت بود...
تویی که اگر نبودی ، سوی چشمانم هم نبود...
تویی که اگر نبودی، زیر شلاق سختی ها شانه ام خم می شد و هیچ دست
مهربانی نوازش گر زخم هایم نبود...
تویی که اگر نبودی، تنهایی در من خلاصه
می شد...
تویی که اگر نبودی، زندگی برایم معنا
نداشت...
تویی که اگر نبودی...
باران هم چنان می بارد و من رساتر از هر فریاد صدایت می کنم...
شاید صدای بغضی که بعد از مدت ها در گلویم
می شکند، بار دیگر ابرها را بگریاند.
باز هم ببار باران...
می خواهم با محبوبم
زیر باران نجوا کنم...

"رویای صورتی"







نوع مطلب :
برچسب ها :
سه شنبه 23 اسفند 1390 :: نویسنده : رویای صورتی
 دلتنگی هایم را به باد سپردم ...
شنیده بودم کسی در دور دست هاست
که برایم دستی به دعا دارد...
غافل از این که باد همه چیز را به فراموشی
سپرد...
شاید دیگر هیچ گاه
دلتنگی هایم به گوش کسی نرسد...
شاید دیگر هیچ گاه، هیچ کس
برایم دعا نکند...
 ولی من هم چنان به انتظار باد
می نشینم ...
چرا که باد تنها فراموش کاریست که همیشه بیادم
است...

"رویای صورتی"

 

 




نوع مطلب :
برچسب ها :
پنجشنبه 4 اسفند 1390 :: نویسنده : رویای صورتی
تازگی ها آدما خیلی فراموش کار شدن از جمله خود من!!!گاهی انقدر درگیر روزمرگی یا بهتر بگم روزمردگی میشیم که تمام زیبایی های اطرافمون رو خیلی ساده فراموش میکنیم...این متنو بی نهایت دوست دارم و بارها خوندم.پس اینجا هم نوشتم که همیشه  یادم باشد...  

یادم باشد حرفی نزنم که به کسی
بربخورد
نگاهی نکنم که دل کسی
بلرزد
خطی ننویسم که آزار دهد کسی را
یادم باشد که روز و روزگار خوش است
وتنها دل ما دل
نیست....
یادم باشد جواب کین را با کمتر از مهر
و جواب
دو رنگی را با کمتر از صداقت ندهم...
یادم باشد باید در برابر فریادها سکوت
کنم
و برای سیاهی ها نور بپاشم...
یادم باشد از چشمه درسِ خروش بگیرم
و از آسمان
درسِ پـاک زیستن...
یادم باشد سنگ خیلی تنهاست
یادم باشد باید با سنگ هم لطیف رفتار کنم مبادا دل تنگش
بشکند...
یادم باشد برای درس گرفتن و درس دادن به دنیا آمده ام ، نه برای تکرار
اشتباهات گذشتگان...

یادم باشد زندگی را
دوست دارم
یادم باشد هر گاه ارزش زندگی یادم رفت در چشمان حیوان
بی زبانی که به سوی قربانگاه می رود زل بزنم تا به مفهوم بودن پی ببرم ...
یادم باشد معجزه قاصدکها
را باور داشته باشم ...
یادم باشد گره تنهایی و دلتنگی هر کس فقط به دست دل خودش باز می شود...
یادم باشد هیچگاه
لرزیدن دلم را پنهان نکنم تا تنها نمانم...
یادم باشد هیچگاه از راستی نترسم و نترسانم...
یادم باشد پاکی
کودکیم را از دست ندهم ...
یادم باشد قبل از هر کار با انگشت به پیشانیم بزنم تا بعدا با مشت برفرقم
نکوبم...
یادم باشد با کسی انقدر صمیمی نشوم شاید روزی دشمنم
شود ...
یادم باشد با کسی دشمنی نکنم شاید روزی دوستم
شود ...
یادم باشد قلب کسی را نشکنم...
یادم باشد امید کسی را از او نگیرم
شاید تنها چیزیست که دارد..
یادم باشد که عشق کیمیای زندگیست ...
یادم باشد زنده ام...








نوع مطلب :
برچسب ها :
چهارشنبه 19 بهمن 1390 :: نویسنده : رویای صورتی

چراغی در دست , چراغی در دلم...
زنگار روحم را صیقل می دهم...
آیینه ای در برابر آیینه ات می گذارم تا از تو ابدیتی بسازم...






نوع مطلب :
برچسب ها :
جمعه 7 بهمن 1390 :: نویسنده : رویای صورتی

کاش می آمدی تا ببینی زندگی بی تو یعنی تکرار لحظه های بیهوده زیستن...
کاش می آمدی تا ببینی شب بی تو یعنی سیاهی و روز یعنی به انتظار سیاهی نشستن...
کاش می آمدی تا ببینی نبودنت به معنای از یاد بردنت نیست...
سهراب می گفت : "تا شقایق هست زندگی باید کرد"کاش می آمدی تا ببینی شقایق ها سال هاست که پژمرده اند و دیگر به چه امید باید زیست!!!
کاش با آمدنت به شقایق ها عمر دوباره بخشی و معنای انتظار را در لغت نامه ی زندگی "شیرینی" معنا کنی...

هوای حوصله ام ابریست...
کاش با آمدنت دعای باران عشق را تلاوت کنی...

کاش فقط می آمدی... 

به امید ظهورت...

"رویای صورتی"






نوع مطلب :
برچسب ها :
پنجشنبه 29 دی 1390 :: نویسنده : رویای صورتی
دعای باران چیست؟؟؟
این روزها باید برای دل هایمان دعا کنیم
که دل هایمان از زمین تشنه تر است...
خدایا!!!
اندکی باران عشق بباران...





نوع مطلب :
برچسب ها :


( کل صفحات : 3 )    1   2   3